پ شی پ نه

کیانوش از فیس‌بوک شروع می‌کنه و گروه شاد خودش رو به یک رادیو پادکست همدانی تبدیل می‌کنه.

سلام! لطفاً خودتون رو معرفی کنید و بگید روی چه کسب‌و‌کاری کار می‌کنید.

سلام من کیانوش سلطانی متین معروف به کیا والنتینو هستم. خیلیا میپرسند که والنتینو ینی چی !!! خب قاسم ینی چی ؟؟ اسم دیگه . یه بار تو یکی از قسمت های شب های برره وقتی که کیانوش روزنامه خودش رو افتتاح کرده بود بخشداری اذیتش میکرد. یه جا گفت من این شماره رو منتشر میکنم ! به من میگن کیا والنتینو... بگذریم. دوست داشتم دکتر بشم پس لازم بود که برم رشته تجربی پس نیاز داشتم که نمره زیستم بالای دوازده بشه ولی متاسفانه بزور ده گرفتم. تابستون دوباره امتحان دادم که زیاد بشه شدم 5 !!! پس از اونجایی که هیچ نمره بالای دهی نداشتم رفتم هنرستان و در رشته نقشه کشی صنعتی ثبت نام کردم. بعد سه سال بزور دیپلم گرفتم و یک سالی که پشت کنکور بودم همه درس نخوندنارو جبران کردم و رتبم سه رقمی شد !!! خلاصش که الان با مدرک لیسانس مکانیک در خدمت شما هستم.و کسب کارم در زمینه تبلیغ در فضای مجازیه. در حال حاضر روی پادکست پ شی پ نه کار می‌کنم.

چی باعث شد که «پ شی پ نه» شکل بگیره؟ چی باعث شد این اسم رو انتخاب کنید؟

دوره ای که اوج فیس بوک بود و فیس بوک به شکل تایم لاین نشده بود صفحه ای باب شد به اسم پ نه پ که خیلیاتون شنیدید. من اونجا پ ن پ های خودم رو مینوشتم و گاها لایک هاش به چند هزار می رسید. یکی از دوستام به اسم شروین حسینی که گرافیست بنامی هم هست. صفحه ای رو با یکی از دوستاش ( اسمش یادم نیست مگه نه حتما نام میبردم ) برای همدانیزه کردن این داستان پ ن پ درست کردند به اسم پ شی پ نه. اولش داداشم به صورت داوطلبانه شد ادمین اون صفحه به صورتی که از پ نه پ مطالب رو برمیداشتن به همدانی ترجمه میکردند و انتشار میدادن. خب منم خوشم اومد و منم شدم یکی از ادمین ها. یواش یواش از قالب این فرمت پ شی پ نه درومدم و شروع کردم به طنز های کوتاه نوشتن و کاملا مبتکرانه ! شعارم همیشه این بود که ابتکار داشته باشم !!! بعد از مدتی گروهی درست کردم در فیس بوک به اسم گروه پ شی پ نه و اونجا گنجی به اسم فرهاد اصغری رو پیدا کردم که به شدت خلاق، مبتکر و دلنشین بود نوشته هاش پس فرهاد رو هم به تیمم اضافه کردم . وقتی صفحرو تحویل گرفتم 300 نفر عضو داشت وقتی فرهاد اومد 3500 نفر و وقتی که فیس بوک فراموش شد پ شی پ نه سیزده هزار نفر عضو داشت.

پ شی پ نه چطور از کانال خنده‌محور فیس‌بوک به رادیو تبدیل شد. انگیزتون چی بود؟

خب وقتی که فیس بوک افول کرد که دلیلش به نظر من پیدایش گوشی های هوشمندی بود که بدون نیاز به فیلتر شکن شبکه های اجتماعی رو بیشتر در دسترس قرار میداد، اینستاگرام روی کار اومد و بعد از مدتی تلگرام قابلیتی خیلی نو و جدید به نرم افزارش اضافه کرد به اسم کانال که خیلی بستر مناسبی بود. از اونجایی که ما هم کارمون بیشتر متن بود نه عکس !!! خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که اینستاگرام خیلی جای ما نیست ! و از اونجایی که من خودم خیلی کلا به پادکست علاقه داشتم، از رادیو پس فردای فرشید منافی گرفته تا رادیو چهرازی از زیر دستم در نمیرفت. گفتم خب چه کاریه بیایم داستان هامون رو به صورت نمایشنامه اجرا کنیم که با داستان های کوچولو بیگیر بکپ استارت کار رو زدیم.

رادیوتون تنها منبع درآمدتونه؟ امکانش باشه حاضرید تبدیلش کنیدبه تنها منبع درآمدتون؟

نه یکی از فروشگاه های ورزشی بنام همدان (کوروش اسپرت ) کسب و کاریه که با داداشم از سال اول دانشگاه شروعش کردیم . حتما در برنامم هست که خیلی بیشتر این کار رو توسعه بدم در فاز فیلمسازی یا انیمیشن که باید به قولی survey  بشه ببینیم چی پیش میاد.

چند نفر در مجموعتون فعالیت دارند؟

به صورت ثابت من و فرهاد داستان هارو می نویسیم و همچنین صدا پیشگی می کنیم. فضاسازی و صداگذاری و کارگردانیش که عمدتا با خودمه گاهی وقت ها هم فرهاد  در کنار ما علیرضا خوش نشان از اول بوده و یکی از با استعداد ترین ها هستش که خلاقیتش توی بداهه گویی همیشه کمکمون کرده . اشکان حاجیلوئی، امین فهمیده، محمود ملوکی، سعید ترکمان، پرهام محمد علی زاده، کوروش سلطانی ... اخیرا مریم فتحیان، غزل فتحیان ، لنا یکتا و آرزو عابدینی که صدا پیشه های دخترمون هستند و استعداد نو ظهور که خیلی طرفدار پیدا کرده امین خاوری . و بودند دوستانی که جسته گریخته همکاری کردند مثل مسعود کبیری.

تیم پ شی پ نه

درباره مدل کسب‌و‌کار و جریان درآمدتون میشه بهمون توضیح بدید؟ چه خدمات یا محصولاتی دارید؟

اولا که کلا به شلوغ بازی و اذیت کردن مخاطب اعتقادی ندارم دوست دارم هر بار که برای مخاطب ناتیفیکیشنی میره فقط پادکست باشه مگر در مواقع خاص .پس روزی چندین تبلیغ داخل کانال قرار نمیدم  و تبلیغات رو به صورت تیزر اول و آخر پادکست منتشر میکنم. دو نوع تبلیغات قبول میکنیم اولی اینکه داستان مال ماست و به محصول یا شرکتی که تبلیغ میکنیم ربطی نداره که هزینش ۳۰۰ هزار تومنه. هزینه دریافت میشه کار ساخته میشه و روی کانال قرار داده میشه و میانگین ۵۰۰۰ بار شنیده میشه که فکر نمیکنم اگر بیلبوردی که در میدان اصلی شهر نصب میشه ۵۰۰۰ بار بهش توجه بشه . مورد داشتیم (پادکست ولنتاین) ۱۲۶ هزار بار از سرتاسر ایران دانلود شده و شنیده شده !! در نوع دوم ما داستان رو بر اساس محصول یا شرکت مورد نظر می نویسیم که توافقی مبلغی بیشتر از نوع اول دریافت می کنیم. در آینده شاید کنار کانال رادیو یه سری محصولات هم عرضه کنیم کسی چه داند !!! 

برای شروع از سخت‌افزار‌های ضبط صوت خاصی استفاده کردید؟ تیم مهم‌تره یا امکانات؟

من هنوز هم کارهام رو با گوشی موبایل سامسونگ گلکسی نوت 2 خودم ضبط و با لب تاب اچ پی 4530 ادیتشون میکنم. قطعا اول ایده مهمه بعد تیم و قطعات.
امکانات بهتر هم تاثیر گذاره.
 

نرم افزار مورد استفاده شما چیه و چطور یاد گرفتید ؟

من از نرم افزار ادوب ادیشن استفاده می کنم که خیلی محیط ساده ای داره و یاد گرفتنش خیلی سخت نیست با ویدئو های آموزشی که دیدم یواش یواش کار کردم و از یوتیوب چیزهایی که بلد نبودم رو به سادگی یاد گرفتم.

چه برنامه‌هایی برای رشد کسب‌و‌کارتون دارید؟

قطعا برنامه دارم. در صددم استدیویی هر چند کوچک با کمی امکانات تجهیز کنم و به صورت کارگاهی با دوستان هنرمندم کار رو حرفه ای تر پیش ببرم. تا سال آینده به صورت آیتمی ویدئو خواهم ساخت.

تا حالا چه موانعی جلوی پاتون بوده؟

از اونجایی که کاری که انجام میدیم تک هست و کسی به این شکل انجامش نمیده در شهر همدان تاحالا با مانعی برخورد نکردیم. تنها مشکل همون نبود امکانات کافی، مخصوصا جای ثابت هست . توی باغ ، داخل مغازه، خونه دوستان هر جا که گیرمون بیاد یا دور هم باشیم ضبط میریم.

به نظرتون یک رادیو اینترنتی با اسپانسر جلو بره بهتره یا با پشتیبانی مالی شنونده‌ها؟

با اسپانسر بهتره مگر اینکه نظر سنجی بشه و امتحان بشه که البته هنوز زوده فعلا ترجیح میدم اسپانسر باشه.

تا حالا برای بیشتر شدن مخاطبانتون تبلیغ کردید؟ کجا؟ اینترنتی بوده یا تو دنیای غیر الکترونیک؟

نه تاحالا تبلیغ نکردیم ولی در آینده واسش برنامه دارم که به چندین روش حتی پخش تراکت ! تبلیغ کنم.

برقرار کردن تعادل زندگی چند شغلی چقدر براتون سخت بوده؟ برای مدیریت زمان از ابزار یا تکنیک خاصی استفاده می‌کنید؟

خب از اونجایی که در کار اصلیم یعنی فروشگاه هم ما تیم هستیم قطعا وقت کافی دارم که به این کار هم رسیدگی کنم و یک هنرمند وقتی که ایده ای داره زمان براش محدودیت نیست. شب بیداری جزئی از کاره و نتیجه خوب خستگی رو التیام میبخشه.

کجا می‌تونیم بریم تا با رادیو پ شی پنه بیشتر آشنا بشیم؟

یه وقتایی در مورد کارها نظر سنجی میکنیم که برای شنوندگان تازه وارد مفیده که اونارو ببینن و از روی اونها انتخاب کنن که اول به کدوم کار گوش بدن.

توصیتون برای کسانی که می‌خواهند کارآفرینی کنند یا رادیو محلی راه‌اندازی کنند چیه؟ سخن پایانی.

ابتکار داشته باشن. اگر میخوان طنز کار کنن طنز رو بشناسن بی راهه نرن فرق زیادی بین طنز ، فکاهه ، هجو و هزل هست به قول یکی از بزرگان این حرفه ، طنز مثل قهوه ای میمونه که هرچی شکر داخلش بریزی بازم آخرش تلخی خودش رو داره... کتاب های زیادی هست که میشه خوند و یاد گرفت مثل ابزار طنز نویسی که گردآوری خوبیه از طنز نویسان جهان و ایران. خودشون باشن ادای کسی رو درنیارن و از افراد با تجربه کمک بگیرن یا حدالامکان بیان توی مجموعه باشن تجربه کسب کنن که ما هم استقبال می کنیم . سخن آخر که راستش ما هنوز خیلی با مصاحبه کردن فاصله داریم ولی از شما ممنونیم که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادین.